دست من را بگیـــــر

1.2.3... شروع میکنیم...

در حال حاضر دارم آهنگ وبلاگ "لــــــوسی" رو گوش میدم و مینویسم...

از دلهره نگو...دست من رو بگیر تو اوج اضطراب...

این روزها شدیدا دلهره دارم،دلم میخواد ی همــــــراه داشته باشم یه همراهی که بعدش هیچ اضطرابی نداشته باشم یه همراهی که بعدش خیالم راحت باشه که بعدش هیچ فکر و خیالی نیست و همه حرفهایم را براش زدم...!

این روزها عجیب اضطراب و دلهره دارم،میتونم به جرات بگم الان سه هفته ای هست که خواب آرومی نداشته ام.این روزها عجیب دلم یه آغوش بزرگ میخواد که برم در آغوش و یکی یکی حرفهایم را بزنم و بعد آرام ِ آرام شم...

دلم میخواهد خدا را بغل کنم محکم ِ محکم بعد همه را نشانش دهم و بگم: "نگاه کن خدا اول مشکل اینها را حل کن بعد مشکل من هم حل میشه!" من عجیب به این اعتقاد دارم که اول دعا برای دیگری و در آخــــــر خودت!

دلم یه پیاده روی بزرگ ِ بزرگ میخواد با یه عالمه برگ و هندزفری و یه موزیک لایــــــت و یک همـــــــراه...

دلم همان دراز کشیدن های چند نفره ای میخواد که در بچگی داشتیم و نقاشی می کشیدیم،همان هایی که تمام ذوقمان به بعدش بود به "دومش" که بیاییم و "جایزه" بگیریم برای نقاشی ها!!!

+دلم بچگی میخواهد همیــــــن و بـــــــس!

+ببخشید برای غیبت های طولانی ام...این روزها همینم...مثل نوشته ام...بی معنــــی!

+ رویا...دلم بی نهایت برات تنگه...

 

* اشنون:

این روزها نیستی،زیادی هم نیستی اما بدان من هم خوب نیستم و گاهی فکر می کنم که چقدر خوب که زیاد نیستی که دغدغه ات نباشم... میدانی این روزها حتی، گاهی خودم را دوست ندارم...! چه خوب که تو مرا دوست داری...!

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لونا

هعی خواهری :( لنت به این تنهایی آ! تو خوبه که کار داری من بیکارمو بیکاری روانیم کرده! کلی دلم پر ِ ! کلی !

رومینا

منم خیلی بی حوصله ام نینا ...حوصله ی هیچی رو ندارم !!! آره منم معتقدم اگ اول واسه دیگران دعا کنی بعد واسه خودت خیلی بهتره ...!!!! آخ گفتی یه عالمه برگ ..منم عجیب هوای پاییز کردم ... این جمله با خوندن آپت به ذهنم رسید ...یادم نیست کجا خوندمش اما عجیب میاومد به پستت آغوشی میخواهم که نه زن باشد و نه مرد ...خدایا زمین نمی آیی ؟؟؟ برای منم دعا کن نینا ...خیلی محتاجم !

رمزینه (لوسیه تو:دی)

عشقــــــــــم خوبه که حوصله ات میگیره این آهنگ رو گوش بدی...من که توی فکرم عوضش کنم گذاشتم یه دفعه بعد از عروسی که با عنوان و اسم خودم همه اش رو با هم تغییر بدم:) توی این پستت فقط دلتنگی موج میزد.همشم خوساتن بچگی نبود.کلا دلتنگی بود..مجموعه ای بزرگ از هر چیزی که فکر کنی.حتی شاید اومدن پاییز:)پیش میاد برای هممون.میگذره این روزها عزیز دلتنگم.تازه منم همیشه دوست دارم:)

میترا

ای جونِ دلم[ماچ]

شرنگ (تینا)

آخ که حرف دلمو زدی نینا...دلم آشوبه همش... نمیدونم چرا اینجوری شدیم!آغوشای گرم اطرافیانمون یکی یکی داره از دور برمون کم میشه... تو اینهمه شلوغی آدم باز حس کنه تنهاست دیگه خیلی حرفه! اخ که واقعا دلم بچگی میخواد...بچگی ها اینطوری نبود...

لونا

وای خیلی بد بود :)) نمیدونم مستــر چه عکس‌العملی داره ولی خب من نگفتم بهش :))

مها

نینا آشفته ای ... وقتی اینجوری مینویسی میترسم... میگم نکنه خسته شده میخواد بره... خوب باش خواهشا :(

کاکتوس

معلوم هست تو کجایی؟؟ بزنم لهت کنم پیدات نیس؟؟؟؟؟ [خنثی]

roya

salam azizam , chi shode???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????? negaranetam ye jor behem az halet khabar bede.......dooset daram,