نیــــــنا در مــــــــــــاه


+ تـــــداعی

ی شبهایی مثل امشــــب عجیب آرومم...

آهنگ های celin Dion پشت سر هم پلی میشن و من رو عجیب میبره به گذشته ها...

گذشته هایی که عجیب توش دلتنگی موج میزنه...دلتنگی ام برای کسی ست که تنها 30 کیــــلومتــــر با هم فاصله داریم اما عجیب دلتنگش میشم وقتی توی خونه مون نیست...

خواهرم...

هیچ وقت یادم نمیره...آهنگ های Celion Dion و آهنگ های خارجی دیگر رو میذاشتیم و با هم میخوندیم و هنوز هم یادمه که انقدر قشنگ میخوند که احساس میکردم مدت هاست توی آمریکا زندگی کرده و لهجه اش هم مثل اونا شده...! انقدر میخوندیم که دیگه کار پیش میومد و مجبور میشدیم تمومش کنیم ولی هـــــرگز خسته نمیشدیم...

یادم میاد...این آهنگ It's hard to say goodbye رو شب عقدش گوش میدادم و اشکهام عجیب میومد پایین...!

میدونی...گاهی آهنگ ها عجیب تو رو به گذشته میبره...

با این آهنگ خاطره های عجیبی دارم که angel(خواهرم) توی اکثر این تداعی ها بوده...

گاهی دلتنگی واقعا به آدم هجوم میاره و باعث میشه اشک بریزی بیخودی و غرق در افکارت شی و عجیــــب آروم شی...

تداعی گاهی اوقات خوبه...خیلی خوب...باعث میشه بیشتر و بیشتر قدر داشته های زندگیت رو بدونی...

خداروشکر هنوز هم با angel رابطه ای صمیمی دارم و دارمش ولی گاهی اوقات مثل همین امشب عجیب دلتنگش میشوم...

 

+حالم مساعد ِ گاهی عجیب ابری میشوم از درون...

+بابت همه پرس و جو هاتون بی نهایت ممنونم...بغلبی نهایت دوستتون دارم...

نویسنده : نیـــــــنا ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/۱۱
comment نظرات () لینک