میـــــدانی عجیب دلتنگتم...
دلتنگ بویــــت،دلتــــنگ شادی ات...
دلتنگ ِ همه چیزیت...
وقتی بیایــــی می دانم دلتنگی ام به پــــایــــان می رسد...
می دانــــم زود داری می آ یـــی اما...
بیا تا همه وجودم آرام شود...
این روزها خیلی زیاد منتظرم تا عیــــد بیاید،عیدی که با اینکه خیلی زود داره میاد اما من عجیـــــب منتظرشــــم...منتظرم تا بیـــاد و من از دلتنگـــی "اشنون" ام در بیام...
این روزها خانه مان خیلی زیباست...دارد تمیزیش را به رُخ ِ عید و بهــــار می کشــــد... اتاقم؟اتــــــــــاقــــم عجیب زیبا و دلنشین شده...خیلی دوستش دارم...
جمعه از صبح با خواهر بزرگم اتاقم رو تمیز کردیم و همه وسایل خواهرم رو گذاشتیم توی کارتون که میخواد بره خونه خودشون سختی نکشه...اتاقم عجیب بزرگ تر به نظر میاد و خیلی زیاد تمیز شده!البته طی تمیز کردن اتاق عزیزم ی ضـــعفی داشتم اما خوب، در حال حاضر خوبم و راضی ام!

+دوستای گلــــم عیـــــد همگی تون پیشاپیش مبارک و سال خیلی خوبی رو براتون آرزومندم
90 من خیلی خیلی خوب بود خداروشکر و میتونم بگم تمام برنامه ریزی هایم خیلی عالی انجام شد و پیش رفت و مطمئنم که 91 عالی تر و بهتری را پیش رو خواهم داشت کـــــنار "اشـــــنون" عزیزم و امیدوارم خیلی زود ببینمش چون عجیب دلتنگشم
+عکس از اتاقم انداخته بودم اما چون خواهر بزرگه مموری رو برده نتونستم بذارم اما قول میدم در پست بعدی بگذارم
+آزی،لیلا،ثنا،حــــمی میخونمتون اما نمی دونم چرا نمی تونم براتون کامنت بذارم!