غروب در ماه
تمام روزانه های خوبم در غروب بوجود آمده
 

شروع شد...روزای قشنگی که غرق بودن در اون ماه میشم...اسفندی که عاشق تک تک لحظه ها و ثانیه هاش هستم... اسفندی که مـــــن توی اون به دنیا اومدم...اسفندی که عاشق روزهاش ام...

حالا چند روز دیگه تا تولدم نمونده و منم و ی دنیا مهمونی که قرار ِ با شور و شادی زیاد وارد خونمون بشن و من رو با بودنشون خوشحال کنند...و حالا جمعه است و تولد و دوری از اشـــنون عزیزم که از حالا داره بی قراری می کنه که روز تولدم کنارم نیست...و من دوست دارم تا جمعه هر روزش پیشش باشم تا بی تابی هاش کمتر شه اما...عزیز دلم فقط جمعه روز تولدم رو دوست داره و این من رو خوشحال می کنه،که انقدر براش اهمیت دارم(خداروشکر)

 

 

+یاسمن عزیزم ماهی بی آب ِ خودم بازم تولدت رو از صمیم قلبم تبریک میگمقلب

 

+دوستای ماهم از جمله میسیز گلم درسته کمتر می رسم بیام نت یا اس بدم و زنگ بزنم اما هر لحظه و ثانیه اش به یاد شما دوستای گلم هستمقلب

 ۱۳٩٠/۱٢/۱ | ۸:۳۳ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

 ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

یاد آخرین حرف می افتم !که گفته ام تا وقتی هوا سرد است نمی آیم!!! و به این فکر می کنم که چه مظلومانه به چشمانم نگریستی و فقط گفتی نینا!!!دلم رو چه کنم؟ و مثل همیشه از همان نگاه هایی که می گویی لرزاننده هستند می زنم و آرام می گویم " وقتی سردت است کلافه می شوم" و تو فقط بی هیچ حرفی می بوسی مــــرا....

این روزها که هر دو شاغل شده ایم بیشتر سرمان شلوغ و بیشتر بهانه می گیریم به خصوص "تو"! این روزها عجیب هوایی شده ای و من "خودخواهانه" می گویم سردت می شود و در دلم افسوس می خورم که آغوشت را کم دارم....

+"غرور" گاهی لازم است اما نه الان که پای دل هم وسط است!آره نینا گوش کن!!!

+شاغل شدم!!!خدا رو شکر...فقط نپرسید چی که بعدا شخصا بهتون میگم!!!

+آرامش این روزهایم تکمیل است جز نزدیکی ام به خدا که امیدوارم بیشتر بتوانم نزدیک شوم...

+این روزها دلم برای همه دوستام خیلی تنگ شده خیلی زیاد...میسیز،مها،لیلی،آزی، اسما و .... همه و همه...

 ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

نشسته ام و به دلتنگی ام فکر می کنم...به برف امروز...به عکسهایی که برات انداختم تا وقتی میای مثل همیشه با ذوق و شوق ى زیاد بهت نشون بدم و تو هم من رو همراهی کنی و ذوقم رو چند برابر کنی...

وقتـــــــــی خاطرات این روزهام رو ورق می زنم بهترینش "تویی"!تو که این روزهام رو شاد و پر انرژی کردی،تویی که حتی حاضرم باهات اونور دنیا هم بیام تا فقط برای ی لحظه هم شده آرامش کنارت بودن رو ببلعم...!

"اشنون ام!" این روزها عجیب دلـــــم هوای با تو بودن را کرده...مسافرتت زیاد طول کشیده، درست است...میدانم فقط 3 یا 4 روز گذشته اما برای من هر ثانیه اش هزار سال گذشته... میدانم نباید بی تابی کنم،همین که خود را غرق از انرژی نشان می دهم و وانمود می کنم اصلا اتفاقی نیفتاده یعنی "فـــــاجعه!" چون این روزها دیگر نمی توانم برای "تو" نقاب بزنم!

می دانم که میدانی دلتنگم و به رویم نمی آوری...ممنونم ازت که میگذاری برایت نقش بازی کنم...ممنونم که این روزهایم را رنگی کرده ای...ممنونم "اشنون ام"!

+ روز برفی...تاریخ: 90/11/1

+"اشنون" آرامش این روزهایم!

+موهام رو فــــر کردم خیلی زیاد بهم میومد!خجالت(آیکون نینای خود شیفته) "اشنون" هم خیلی ازم تعریف کرد و گفت بهم میادخجالت

+پست 90/11/1 نوشته شده...


زندگی شاید همان لحظۀ خوش بختی ست

که بی هوا دستم را می گیری و میان انگشتانت می فشاری

بی آن که نگاهم کنی...!

 ۱۳٩٠/۱۱/٢ | ۱:٢٧ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

الان دقیقا احساس می کنم ی تریلی 18 چرخ از روم رد شده!!!فردا دو تا امتحان دارم و پس فردا هم 8:30 ی امتحان دیگه دارم و تا 3 شب بیدا بودم و داشتم به این فکر می کردم که چی کار کنم که زودتر تموم شه!!!

 

+بچه ها می خونمتون اما ببخشید انقدر تند تند میخونم که به کامنت نمیرسه...

+تینا،آزی،پری مراقب خودتون باشید...

 ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ | ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

 ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ | ۸:٢۸ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

 ۱۳٩٠/۱٠/٧ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

 ۱۳٩٠/٩/٢۸ | ۸:٠٢ ‎ب.ظ  | نیـــــــنا | نظرات ()